❤ رمان های آنلاین ❤
@roman_132
October 14Today
Post modificationOct 14, 14:38Deleted

آوا پیانیست جوانی که بعد از اتفاق تلخی از موسیقی فاصله میگیره . به شهر ساحلی ای نقل مکان می‌کنه و تو یه کافه مشغول به کار میشه . کم‌کم مشتری مرموزی به کافه رفت و آمد میکنه. اون با کسی حرف نمی‌زنه و همیشه تو تاریک‌ترین گوشه‌ی کافه می‌شینه. فقط یک درخواست داره . این که یه آهنگی رو براش بزنی هر شب و همیشه ام همون آهنگ... https://t.me/+UNzOGNeCZlkzZmFk

Post deleted · Oct 14, 14:38 · Visible for 5 minutes
Post modificationOct 14, 13:30Deleted

https://t.me/romanchargoshetanhae 🖤 چهارگوشه تنهایی 🖤 روایت پسری به نام امیرعلی... پسری که در کودکی، قربانی کارهای شومِ نزدیک‌ترین فرد خانواده‌اش می‌شود؛ زخمی که هیچ کودکی نباید تجربه‌اش کند... سال‌ها می‌گذرند، اما گذشته دست از سرش برنمی‌دارد. امیرعلی در جوانی همچنان با ترس‌ها و رنج‌های آن روزها دست‌وپنجه نرم می‌کند و تلاش دارد، با تمام زخم‌های پنهانش، زندگی عادی‌ای داشته باشد... تا اینکه دختری وارد زندگی‌اش می‌شود؛ دختری که در اوج تاریکی زندگی امیرعلی، همچون نوری در دل شب می‌درخشد و دست یاری به سویش دراز می‌کند... اما آیا این دختر می‌تواند قفل قلب امیرعلی را بشکند؟ یا رازی که سال‌ها در اعماق وجودش دفن شده، آن‌قدر هولناک است که حتی عشق هم در برابرش ناتوان می‌ماند؟ 🥀🖤 https://t.me/romanchargoshetanhaei https://t.me/romanchargoshetanhaei

Post deleted · Oct 14, 13:30 · Visible for 24 hours
Post modificationOct 14, 13:30Deleted

🔴 مهلت به اتمام رسید

Post deleted · Oct 14, 13:30 · Visible for 1 day
October 5
Post modificationOct 5, 19:40Deleted

رمان :ماه در تاریک ترین شب نویسنده :مریم کوهستانی خلاصه رمان : ایما فکر می‌کرد این روستا، آخرین ایستگاهِ آرامشِ زندگی‌شه. اشتباه می‌کرد. اینجا قانونِ نانوشته‌ای داره که فقط یک نفر اون رو دیکته می‌کنه: «خان». مردی که سایه‌اش از خودش سنگین‌تره و دنیایِ تاریکش، بویِ باروت و انتقام می‌ده. ورودِ ایما به این روستا، نه شروعِ یک زندگیِ تازه، که پا گذاشتن توی قفسِ گرگ بود. قانونِ این بازی ساده‌ست: یا عاشقش شو، یا ازش فرار کن… قبل از اینکه تو رو به آتش بکشه. ⛓️ عشقی که مرز نداره. ماجرایی که نفست رو بند میاره https://t.me/+IWtbSJu9cOhjZWJk https://t.me/+IWtbSJu9cOhjZWJk

Post deleted · Oct 5, 19:40 · Visible for 12 hours
Post modificationOct 5, 06:35Deleted

🖤 وقتی همه علیهت باشن، هنوز هم عشقت باورت می‌کنه؟ مینا سال‌ها عاشق احسان بود؛ عشقی که قرار بود به یک زندگی مشترک ختم بشه... اما یک اتهام سنگین همه‌چیز رو به هم ریخت حرف مردم شروع شد، نگاه‌ها تغییر کرد و رازی وارد زندگی‌شون شد که می‌تونست عشقشون رو برای همیشه نابود کنه احسان می‌گفت مینا رو باور داره... اما درست شبی که احسان خواب بود، مینا بی‌خبر از همه‌چیز رفت 💔 اما اگر مینا بی‌گناه بود، چرا رفت؟ چه رازی پشت اون اتهام پنهان شده بود؟ اگر رمان‌های عاشقانه، احساسی، رازآلود و پرکشش دوست داری، شاید این داستان همون چیزی باشه که دنبالش می‌گردی 🖤 ✨ فقط کافیه پارت اول رو بخونی؛ از همون پارت اول جذب داستان میشی... 🖤 👇🏻 برای شروع داستان وارد کانال شو https://t.me/+7Gttf5ptDXpkYWM0 https://t.me/+7Gttf5ptDXpkYWM0

Post deleted · Oct 5, 06:35 · Visible for 1 day
Post modificationOct 5, 04:18Deleted

یه گوشه دنج، یه فنجون چای، و رفقایی که توی قصه‌ها منتظرتن… ☕️📖 شخصیت‌هایی که انگار سال‌هاست می‌شناسیشون! 🌙✨ در «رمان‌کده»، ما فقط کتاب نمی‌فروشیم؛ ما دریچه‌ای به دنیای قصه‌هایی باز کردیم که شب‌هات رو رنگی می‌کنن. 🌈 با کاتالوگ جامع ما، دیگه لازم نیست سردرگم باشی: ✨ تجربه‌ای که برات ساختیم: 🔍 خلاصه جذاب: قبل از انتخاب، حس‌وحال قصه رو بچش. 🔖 پیش‌نمایش رایگان: چند صفحه ورق بزن تا مطمئن شی همون چیزیه که دنبالشی. ⚡️ خرید بی‌دردسر: سریع، راحت و بدون اتلاف وقت. همین الان وارد فروشگاه شو و قصه بعدی‌ت رو پیدا کن 👇 🛒 [لینک فروشگاه] 🛒 https://online.romankade.com/shop/ 🛒 https://online.romankade.com/shop/

Post deleted · Oct 5, 04:18 · Visible for 11 hours
October 4
Post modificationOct 4, 06:13Deleted

نیلرام از تمام سایه‌هایی که تعقیبش می‌کردند فرار می‌کرد... 🥀🌙 تا اینکه در آغوش مردی آرام گرفت که خودش شبیه یک کابوس بود. 🖤⛓️ فرهاد، مردی که دنیا از خشمش می‌ترسید... 🥀🔥 اما با یک نگاه نیلرام، تمام دیوارهای قلبش فرو ریخت. 👁️‍🗨️❤️ او برای دنیا یک کابوس بود، اما برای نیلرام، امن‌ترین جای جهان. 🖤🏰✨ و شاید عشق همین باشد... پیدا کردن آرامش، درست در آغوش کسی که هرگز فکر نمی‌کردی به او پناه ببری. 🌙🫀🥀 https://t.me/mahnorstory https://t.me/mahnorstory

Post deleted · Oct 4, 06:13 · Visible for 1 day
October 3
Post modificationOct 3, 19:31
Showingnet change· Original → Latest
−♡چنل آنلاین عاشقان رمان♡
−
no changes
no changes
September 28
Post modificationSep 28, 04:04Deleted

«این دختر برای من هیچ ارزشی نداره... فقط اینجاست تا تقاص پس بده!» با صورت کبود و لب پاره، سینی چای رو جلوی رویا گرفتم؛ همون زنی که حالا می‌دونست من، هووی او هستم. البرزخان برای دلجویی از رویا، منو جلوی چشمش کتک زده بود... اما چیزی که بیشتر از ضربه‌ها قلبم رو شکست، حرف بعدی البرز بود: «این فقط یه هدیه برای توئه، رویا جان.» آن شب فهمیدم برای البرز، حتی عشق و نفرت هم می‌تونست بهانه‌ای برای شکستن من باشه... https://t.me/+2jp3zjedTWY1YzJk

Post deleted · Sep 28, 04:04 · Visible for 1 day
September 27
Post modificationSep 27, 04:41Deleted

به دیوار که تکیه داده شدم، همانند عقاب رویم خیمه زد.نگاهش بین چشمانم گشت و بعد پایین رفت و به بالای لبم رسید. انگشت شستش را به ارامی بالای لبم کشید و بعد روی لب پایینم، حرکتش داد و سرش را خم کرد. سرم را برگرداندم که سر خم شده اش در گودی گردنم نشست و صدای نفس عمیقش را شنیدم. - داری فتاحی بازی درمی‌آری حورا.. نیشخند که روی لبانم‌ جای گرفت، به حرف آمدم: - فقط نمی‌خوام لبات به لبم بخوره.. سرش که بالا کشیده شد و نگاه خونینش به چشمانم خورد، فاتحه خودم را خواندم.. انگشتانم به نرمی روی بازویش نشست و این‌بار خواستم با لحن آرامی مجابش کنم‌ تا رهایم‌ کند: - اون بیرون..همه منتظرن..بذار برم.. - بری..که.. نگاهش باز هم به لبم خورد که ناخوداگاه زبانم را روی لب پایینم کشیدم- - چی..بگی؟ صدایش خش‌دار شده بود و می‌دانستم که دارم با دم شیر بازی میکنم.. - بگی که.. چنگی به کمرم زد که بالاتنه ام صاف شد و به بدنش چسبید. سرم را وحشت زده عقب کشیدم که اینبار او نیشخند زد. - قرار نیست برگردی به شوهر عتیقه ات درسته؟ و قراره لبات تا ابد به لبای من بخوره؟ https://t.me/+CCRvjp3KeFkyMzBk https://t.me/+CCRvjp3KeFkyMzBk یاحا مردی که درست قبل از ازدواج حورا با یه زمان بندی درست وارد زندگیش میشه، تا چیزی رو از خانواده اش بگیره، که حق خودش میدونه و توی این بازی، حورا مهره اصلی اونه.. قربانی و ناجی..

Post deleted · Sep 27, 04:41 · Visible for 17 hours
September 8
Post modificationSep 8, 08:54Deleted

به‌زودی تیم ما یه خبر خیلی خوب برای نویسنده‌های عزیزمون داره! پس منتظر باشید، چون قراره با هم بترکونیم. قراره در کنار هم مسیر نویسندگی رو ✨ راحت‌تر 💡 خلاقانه‌تر 📈 پربازده‌تر و پر از پیشرفت طی کنیم. یه اتفاق جذاب در راهه که امیدواریم شروع یک مسیر قشنگ برای همه‌مون باشه. فعلاً چیزی نمیگم👀 فقط منتظر بمونید!

Post deleted · Sep 8, 08:54 · Visible for 1 minute
July 29
View milestoneJul 29, 20:53
View milestone
1M

total views reached

Post modificationJul 29, 20:12Deleted

سلام دوست عزیزم بارگزاری ویدیو های دوره ی نویسندگی از هفته آینده شروع میشه و هر هفته دو قسمت گذاشته میشه همراه هم قراره پیشرفت کنیم و پشتیبانی ۲۴ ساعته وجود داره و تمام تمرین ها چک میشه و در قسمت های دوره درباره چیز هایی که شما نوشتید صحبت میشه. اگر علاقه مند به نویسندگی و نیازمند یه دوره برای شروع هستید اعلام کنید. برای ده نفر اول رایگان و ده نفر دوم فقط ۱۵۰ هزار تومان گرفته میشه✨ بعد از بیست نفر چون تک به تک افراد رو ساپورت میکنیم امکان ثبت نام در دوره سخت میشه پس اگر میخواید شرکت کنید زمان و فرصت رو غنیمت بدونید ❤️ آیدی من: @mahismim

Post deleted · Jul 29, 20:12 · Visible for 27 days
July 10
Post modificationJul 10, 11:47
Showingnet change· Original → Latest
~در روبیکروبیکا
no changes
no changes
July 7
Post modificationJul 7, 12:19Deleted

«بعضی رازها باید همان‌جا، زیر خاک دفن می‌شدند…» این جمله آخرین چیزی بود که پدربزرگ قبل از مرگش گفت. هیچ‌کس درباره‌اش حرف نزد. نه پدرم. نه عمویم. نه حتی پسرعمویم که آن روز، برای اولین بار، ترس را در چشم‌هایش دیدم. همه انگار با یک نگاه، قول دادند حقیقت هیچ‌وقت از این خانه بیرون نرود. اما رازها عادت دارند درست وقتی فکر می‌کنی مرده‌اند، دوباره نفس بکشند. https://t.me/+rVeo8Y71wbJmM2Q0 رمان جذاب وقتی عاشقم کردی 🥹🫠 هفته ای یدونه مسابقه داره با جایزه های خفن 🥹🥹 حتما جوین شو

Post deleted · Jul 7, 12:19 · Visible for 1 day
June 24
Post modificationJun 24, 14:15
Showingnet change· Original → Latest
+👆 فایل کاتالوگ را همین الان از بالا دانلود کنید تا از دست نرفته است:
+📚 گنجینه‌ی رمان‌های محبوب، یک‌ جا در دستان شما!
+
+هنوز نمی‌دانی رمان بعدی‌ات چیست؟ 🧐
+
+ما جستجو را برایت تمام کردیم. کاتالوگ جامع رمانکده منتشر شد!
+
+✨ قبل از انتخاب، با فضای داستان آشنا شوی.
+
+✨ با سلیقه‌ات بهترین رمان را پیدا کنی.
+
+✨ با خیال راحت، یک رمان جذاب و لذت‌بخش میتونی داشته باشی.
+
+⚠️ توجه: این فایل به زودی حذف می‌شود پی خیلی زود ذخیرش کنید
+
+📥 همین حالا دانلود کن و رمان محبوبت را انتخاب کن:
+
+🔗 https://online.romankade.com/shop/
+🔗 https://online.romankade.com/shop/
+━━━━━━━━━━━
+
+📢 کانال‌های رسمی رمانکده
+
+🟠 ایتا:
+eitaa.com/romankade_com
+
+🔵 روبیکا:
+https://rubika.ir/romankade_com
+
+🟢 بله:
+https://ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
+━━━━━━━━━━━
+📖 با رمانکده، هر روز یک عاشقانه تازه بخوانید…
Unavailable
unchanged
no changes
Post modificationJun 24, 14:14Deleted

وقتشه یه خرید رمانیِ حسابی بزنی! 🛍️ 🔖 صفحه‌ی «مجموعه‌های رمانکده» پر شده از کالکشن‌های محبوب و تازه‌ها! 😀✨ روی خیلی از مجموعه‌ها هم تخفیف‌های ویژه داریم که نباید از دست بدی. 🔥💵 ✅ مجموعه‌های پرطرفدار (سریع و مطمئن انتخاب کن) 👌 ✅ مجموعه‌های جدید (قبل از بقیه ببین) 😍 ✅ تخفیف‌های استثنایی (اقتصادی‌تر بخر) 🥳 همین الان ببین چی منتظرته: 👇 🔗 https://online.romankade.com/shop/collections.php 🔗 https://online.romankade.com/shop/collections.php

Unavailable
Post deleted · Jun 24, 14:14 · Visible for 24 days
June 23
Post modificationJun 23, 19:08
Showingnet change· Original → Latest
~#بنر#پسر_پولدار_دانشگاه
+پسر پولدار دانشگاه (داخل روبیکا)
+
+https://rubika.ir/joinc/EACGFJDG0GIPVROHUFETWRPFSWWXPJFC
no changes
no changes
June 19
Tracking startedJun 19, 10:37
Timeline origin
Statiko began tracking this channel

Every edit, deletion and metadata change is recorded from this point forward.

February 21
First messageFeb 21, 2018, 18:40
The journey begins
First post published